نــای دل

حــــــرف دل

نــای دل

حــــــرف دل

نــای دل

تنــهایی خـودم را بـا
آدم هـای مــجــازی پْــر نــمیــکنــم..

تنــهایـی خــودم رو دوسـت دارم
چـون بــوی نــجـابـت مـیدهــد..

تـنـهایـی عــار نـیـست...
اتمـام حـجـت اسـت...

بـا آغـوش هـای بـی در و پـیـکر..

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دست مادرت رو ببوس» ثبت شده است

حــواسمان بـه چــروک هایِ دور چـشم 

 

مـادرانـمان و لـرزش دســت های پـدرانمان باشد

 

حــواسمان بـه تَـر شـدن هـای گـاه و بـیگاهِ

 

چـشم هایِ کـم ســو و دلتـنگیِ شان بـاشد!

 

حـواسمان باشـد که آنها خیلــی زود پیر میشوند!

 

حــواسمان باشـد خیــلی زودتر از آنچه

 

فــکرش را میکنیم  از کنــارمان می روند...

 

حواسمان باشد که آنها تمامِ عمر حواسشان به ما بوده


به آرام قد کشیدنمان بوده ، به نیازها ونازهایمان بوده

 

آنــها یک روز آنــقدر پــیر میشوند که

 

حتـی اسمهایــمان را هم فراموش میکنند

 

حـواسمان به گرانـترین و بی همتاترین عشقهایِ زندگیمان باشه..

 

  • نای دل