حــــــرف دل

حــــــرف دل

حــــــرف دل

حــــــرف دل

حــــــرف دل

تنــهایی خـودم را بـا
آدم هـای مــجــازی پْــر نــمیــکنــم..

تنــهایـی خــودم رو دوسـت دارم
چـون بــوی نــجـابـت مـیدهــد..

تـنـهایـی عــار نـیـست...
اتمـام حـجـت اسـت...

بـا آغـوش هـای بـی در و پـیـکر..

۱۳ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

بــه کــدامین ســو در حـرکـتـند...

 

کـسـانـی کــه مـدعیه انــسان بــودن دارنـــد...

 

و یـا آنـقدر بی غـیرتـیشـان بــیداد کــرده کـه..

 

چــوب حــراج بــر تــن کثـیف شان زده انــد..

 

انسـانی کـه شهوتـش بـر شـعورش غـلبه کـند..

 

از حـیـوان پـسـت تـر اســت...

 

  • نای دل

ایــن روزهــا...


برخی ها در شهر همراهی با شیطان را مُـد کردند..


و مشغول تزریق شهوت به قلب جامعه هستند..

 

‏بعضی از دخترکان آنقدر صورتشان غـرق در آرایـش هست که..

 

 کـم‌ کـم دارن تـبدیـل بـه گونـه جـدیـد جــانـوری مـیشـن..

 

  • نای دل

حــق داشــت...

 

بـه رابـطـه هــای مـجـازیـش رو بــیاورد..

 

چـــرا کــه...

 

رابــطه هـای واقــعی اش زهــرمــاری اند..

 

  • نای دل

شـب است امـا نـور چـهلچـراغ هـا و هـیات هـای عــزاداری ،


شـب های پـایـتخـت را آنـقدر روشـن کـرده تـا چـهره هـای آرایش کرده

 

و مـوهای فـشـن شـده دخـتران بـیش از قـبل دیــده شود.

لــب هـای قـرمـز شده، مــوهای بـلونـد شده و شــال و روسـری های کـوتـاه 

 

بـه هـمـراه سـاپـورت هـایی کـه بـعضـا حـتی روی آنـها یـا حسـین نـوشتـه شده است،

 

مـصداق بـارز شـب هـای مـحـرم امـسال اسـت.

 

ایـن روزها امـا سـایـت هـای ایـنتـرنـتی نـیـز پـر شـده است از تـبلیـغات

 

بـرای فـروش لباس های ویژه محرم که بر حاشیه های شب های محرم دامن میزند.

 

در واقع می توان گـفت، دیـگر آن زمـان هـا گـذشته کـه بـه احـترام عـزای حسینی

 

آرایـشـگاه هـای زنـانـه و مـردانـه تـعطـیل می شد چـرا کـه مشـتریی نــداشـت.


داریـم دقـیـقـاً بـه کـجـا مـیریـم؟

  • نای دل

خــوش بــحـال کـسـانـی کـه..

 

هـم زنـجـیـر مـیـزنـند..

 

و هـم زنـجـیـر از پــای گـرفـتاری بـاز مـیکنـند..

 

هــم سـیـنه مـیـزنــند..

 

و هــم سـیـنه دردمـنـدی را از غـم وانـدوه نـجـات میـدهند..

 

هــم اشــک مـیـریــزنـد..

 

هــم اشــک از چــهره ی انـسانـی پـاک میکـنند..

 

هــم ســفره می انــدازنــد..

 

هــم نــان از ســفره کــسی نـمـیـبرنــد..

 

ان وقــت بــا افــتـخار بــگـویـند یـا حسـیـن..

 

  • نای دل


‏اولـیـن شــبکـه‌های اجــتـماعی..


 دم در خــونـه‌ هـا شــروع شــد..


جــایی کـه مـامـان‌هـا میـنشـستـند..


 ســبزی پــاک میــکردن..


دخــتر؛ شــوهــر مــیـدادن..


عــروس مـیــگرفــتـن..


اخــبار رد و بــدل مـیـکردن...

 

از اوضـاع هــم دیـگه خـبـر داشـتن..

 

  • نای دل

باز هم فرش مثلا قرمز و رژه ی مدهای عقب افتاده و لباس های خاله زنکی

 

بــاز هـم شــوخـی هـای لــوس و آبـکی و نـچـسب

 

بــاز هـم سـر و وضـع آنـچـنانی و حـرکـات قـبح شـکنانه

 

بـاز هم خانم های فکلی در کنار شوهرشان مانور عشوه گری می دادنند..

  • نای دل

یـک ملـکه واقـعی نـیازی بـه جـار زدن نــدارد..


نیازی ندارد مانند یک بیلبورد متحرک آن را به همه اعلام کند..

 

مــردم خــودشان یــک مـلکه واقــعی را از

 

روی وقــار و رفــتار او خــواهـند شـناخـت...

 

کــاش بــرخــی از آقــایــون مـی فـهمیـدنـد کـه

 

زنـانــشان بـیـلبــورد اجــاره ای نـیــستـند..

 

  • نای دل

آقـا پــسر مــحـترم...

 

مـانکـنی کـه تـو بــرای ازدواج انـتـخاب...


کــردی بــه انــدازه یــک...


"مــانـکـن"


ازش تـوقـع داشـته بــاش...

 

مـادر شدن در حـد و انــدازه ایـن مـانکــن نـیسـت...

 

  • نای دل

 

یــــادش بــــخـــیر..

 

پدربزرگ هایمان تعریف میکردند قــــدیما..

 

با زغال ریـــش میگذاشتیم تا شبیه بابامون بشیم..

 

 

امــــــا تو این دوره زمونه ..

  • نای دل